یه گونی حرف دل
بابا بی خیال مارو فکر کردی تا اخرعمر منتظرت می مونم بابا بی خیال مارو فکر کردی اشک میریزمو واسه چشمات می خونم چی شده که بعد سالها دلت هوای غربت کرده بابا بی خیال مارو که دلمون خیلی وقته از دیار تو سفر کرده یادته میگفتی عشق که زوری نمیشه دل بستن که این جوری نمیشه منم گفتم اره راست میگی میدونم دل هوس باز میشه بابا بی خیال مارو چی شده هوسم برات کهنه شده یا یک دفعه عشق ما تو دلت زنده شده بابا بی خیال مارو کسی که نیست واسه ما سفر رفته شده نکنه دلت یک موقعه ازدیگران خسته شده بابا بی خیال مارو که در دلم به دلت بسته شده با این که خوب میدونی تنها نگاهته دلم براش شیفته شده ولی بابا بی خیال مارو که دلم به خدا دیگه از غم خسته شده دیگه رسیده اون روز وقت دراوردن انگشتر از انگست دسته شده عزیزم سفر سلامت به کدوم دیار میری نکنه حرفامو یک موقه به دل بگیری میدونی چقدر دوست دارم برات تکراری ولی باور کون دل منم برات مثل دل دیگری دوست داشتن گناهی بزرگ است آخرچرا ؟؟؟ دوست داشتن هرگز به گفتن نیست همیشه در غمش اشک ریختن خدایا اگر دوست داشتن گناه است پس من در قعر جهنمم 







نیمه ی شعبان عید بزرگ فرخونده میلاد

![]()
باسعادت یه گانه منجی عالم بشریت مشکل گشای جهان هستی
![]()
حضرت بقیه ا...الاعظم اقا امام زمان بر همه ی شما مبارک
![]()



بابا بی خیال مارو




























صفای مهرتون همیشه نور افشان


FIRE BOY**ali_atishpare_3012


















میلاد دلداد ه ی مکتب عشق قمربنی هاشم حضرت ابوالفضل بر همه ی شما مبارک باد




































پنجه ي مريم رسته در شکاف صخره اي
اين همه رنگ از کجا آورده اي تا بشکوفي
قطره قطره شکوفه از سر صخره ها گرد آورده ام
از گل برگ هاي سرخ دست مالي بافته ام تا آفتاب هديه کنم

لحظه ي ديدن تو دنيا چه عاشقانه بود
شونه هات برام يه مرهم با يه آشيونه بود
اومدي تو خيلي خوب بود که تو موندي پيش من
هر چه از عشق و محبت بود تو خوندي واسه من
کاش ميشد وقتي تو را ديدم يه حرفي بزنم
کاش ميشد بهت ميگفتم چقدر دوستت دارم
حالا من بهت ميگم دوستت دارم قدر تموم آسمون
چون که تو عشق مني و من بي تو ارزش ندارم

باز ميگم دوستت دارم 


دوست دار همه ی عزیزان



FIRE BOY**ali_atishpare_3012




برگشتم، با همه آنچه داشتم برگشتم


خسته از همه بيتفاوتيها


خسته از همه لَج بازيهاي کودکانه


خسته از با خود بودن؛ خسته از با تو نبودن


دلتنگيهايم شکل تو شده است، خوابهايم بوي تو را ميدهد


دستم شبيه دستهايت شده


راستي دستهايمان چه شکلي بود


بالبال ميزدم که برگردم، پرپر ميشدم که ببينيام


همه زندگي خلاصه شده بود در رسيدن و


حالا که برگشتهام آيا مرا ميبيني؟


آيا مرا نقاشي ميکني؟


آيا برايم باز هم ميخواني؟


برگشتهام با همه آنچه داشتهام


نگو نميشناسيام، من شبيه ديروز تواَم




FIRE BOY**ali_atishpare_3012


دلم امشب هواي يار کرده
غم دوري مرا بيمار کرده
چو شمعي روز و شب سوزم ز هجران
بجاي اشک خون ريزم به دامان
پرستوي دلم امشب کجايي
عزيز خوشگلم پس کي مي يايي؟
تو خورشيد مني،گرما به من ده
تو امروز مني، فردا به من ده
الا اي اختر شب هاي تارم
گل اميد در فصل بهارم
خدا را شکر گويم من شب و روز
چنين گنجينه اي در سينه دارم
شبي تا نيمه شب بيدار بودم
به قصد فال، حافظ را گشودم
بخواندم شعري از حافظ که گفتا
جدايي سر رسد امروز و فردا
بگفتا شهد کامت باز گيرم
دوباره زندگي آغاز گيرم


ارادتمند همه ی شما عزیزان


FIRE BOY**ali_atishpare_3012

بده دستاتو به من تا باورم شه پيشمي
مي دونم خوب مي دوني، تو تار و پود و ريشمي 
تو كه از دنيا گذشتي واسه يك خنده ي من
چرا من نگذرم از يه پوست و خون به اسم تن 
تو خيالمم نبود دوباره عاشقي كنم
ممنونم اجازه دادي با تو زندگي كنم 
نمي دونم چي بگم كه باورت شه جونمي
توي اين كابوس درد، روياي مهربونمي 
مي دوني با تو، پرم از شعر و ستاره
مي دوني بي تو، لحظه حرمتي نداره 
مي دوني در تو، اين خدا بوده
كه تونسته گل عشقو بكاره 






خدایابه چه گناهی باید سوخت 


خدایا دوست داشتن را بیان کردی 


دوست داشتن این است که نتوانید دوریش را احساس کنید 


همیشه دلت هوایش کردن 



کوچیک همه ی دوستان







FIRE BOY**ali_atishpare_3012



| Design By : Night Skin |


